وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه
دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه
چشمامون ببندیم , بریم تا ته رویا
اونجایی که هیچوقت گلی پژمرده نمیشه
هرچی غم داری از دل نازکت بگیرم
اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم
سر رو شونه هام بذاری و برات بخونم
یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم ... مهربونم

آرزوم بی تو محاله , لحظه هام بی تو سوال
بی تو مقصد خیلی دور , راه عشقم بی عبور
من نمیخوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی حس کنم تورو تو دستم

نظرات 2 + ارسال نظر
[ بدون نام ] چهارشنبه 7 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 08:13 ق.ظ http://hadi222.blogsky.com

سلام:وبلاگ عشقی داری ولی سعی کن عشق ناب را فقط در حق بجویی.

یکی مثل همه چهارشنبه 7 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 09:39 ق.ظ http://akhareshchi.blogsky.com

سلام! خوبه!
این شعر از سیاوشه آره؟
برام آشناست اما یادم نیست کجا دیدم!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد